![]() |
![]() |
|
| اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط خواهانه تنهایی |
|
|
مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض ميخورم. عمريست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخيره ميکنم . باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقويم روزی به نام روز مبادا نيست. آنروز هرچه باشد روزی شبيه ديروز روزی شبيه امروز و روزی شبيه تمام روزهای زندگی ماست .هر روز بی تو روز مباداست. آينه ها که دعوت ديدارند ديوارهای کوتاه از پشت هفت ديوار . ديوارهای شيشه ای شفاف . ديوارهای تو .ديوارهای من. ديوارهای فاصله بسيارند. آه.... ديوارهای تو همه آينه اند و آينه های من همه ديوارن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 12:22 بعد از ظهر توسط خواهانه تنهایی |
|
|
يافته ام تو را در روزی آبیهوای تازهيافته ام تو را صدايت را نگاهت را شکوهت را و هر آنچه را که بتوان جا ی داد در واژه شعريافته ام تو را
بابت همه چی متشکرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط خواهانه تنهایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
واسه عشقتون بیشتر از اینا ارزش قائل شین
تا یه روز نبینین که زیر دست و پای دیگران داره لگد مال می شه |
| پیوندهای روزانه |
|
نگاهش بنداز از دستت نره آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|