تبليغاتX
نامه های تنهایی هام به...؟
اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود

سلام

دوستان  همراهان خواندگان و تموم کسانی که من لیاقت این رو داشتم که هرشب بتونم بیام روی

 صفحه مونیتور خونه تون و از صفحه که یه زمانی واسه زنده موندن یک عشق می نوشت

زندگی

می کرد و نفس می کشید

فقط می خواستم بگم دیگه منتظر نوشتن من نباشید چون نفس آخر هم کشیده شد و اون عشق

بزرگ هیچی نمونده و مرده متاسفانه مرگ تنها چیزی است که هیچ وقت بر نمی گرده

اما به عنوان یه برادر کوچک بهتون می گم :

قدر لحظه لحظه زندگی تون رو بدونین و از زندگی لذت ببرید و عاشق متولد شید و عاشق بمیرید

اما به کسی عاشق شید و کسی رو دوست داشته باشید که بتونه عشق و دوست داشتن

واسش مهم باشه و ارزش داشته باشه تا مبادا لگد مال بشه

احتمالا من این وب لاگ رو خذف می کنم اگر کسی خواست و دوست داشت از این مطالب استفاده کنه

نظر خودش رو نسبت به تصمیم بگه خوشحالم می کنین

و در آخر

چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری کردن باغی که از آن گل کاغذین روید

خدا نگهدارتون باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط خواهانه تنهایی |