![]() |
![]() |
|
| اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود |
|
از من اکنون طمع صبر و دل خوش مدار کان تحمل که تو دادی بر باد آمد زیر درختان که تعلق به تو دارند ای خوشا سرو که بر غم آزاد آمد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط خواهانه تنهایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
واسه عشقتون بیشتر از اینا ارزش قائل شین
تا یه روز نبینین که زیر دست و پای دیگران داره لگد مال می شه |
| پیوندهای روزانه |
|
نگاهش بنداز از دستت نره آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|