تبليغاتX
نامه های تنهایی هام به...؟ - نامه های بی جواب (( بیست و یکم )) شب دهم
اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود

از من اکنون طمع صبر و دل خوش مدار

کان تحمل که تو دادی بر باد آمد

زیر درختان که تعلق به تو دارند

ای خوشا سرو که بر غم آزاد آمد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط خواهانه تنهایی |