![]() |
![]() |
|
| اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود |
|
ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد آن بودن که زیر غلتکی می رود و گفتن که سگ من نبود ساده است ستایش گلی چیدنش و از یاد بردن که گلدان را باید آب داد ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتنش بی احساس عشقی او را به خود نهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش ساده است لغزش های خود را شناختن با دیگران زیستن , به حساب ایشان و گفتن که من این چنینم ساده است که چگونه می زیستن آری زیستن سخت ساده است و پیچیده نیز هم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 9:24 بعد از ظهر توسط خواهانه تنهایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
واسه عشقتون بیشتر از اینا ارزش قائل شین
تا یه روز نبینین که زیر دست و پای دیگران داره لگد مال می شه |
| پیوندهای روزانه |
|
نگاهش بنداز از دستت نره آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|