تبليغاتX
نامه های تنهایی هام به...؟ - نامه های بی جواب (( سی و یکم )) شب نوزدهم
اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود

به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد

 

 عجب از محبت من که در او اثر ندارد

 

غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد

 

دل من ز غصه  خون شد دل تو خبر ندارد

دل من ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط خواهانه تنهایی |