تبليغاتX
نامه های تنهایی هام به...؟ - نامه های بی جواب (( سی و چهارم )) شب بیست و دوم
اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود

تو را فراموشی  در آغوش گرفت


من اما


امروز و هر‌روز


تنگ


در آغوش دردي بي ‌امان‌ام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط خواهانه تنهایی |