تبليغاتX
نامه های تنهایی هام به...؟ - نامه های بی جواب (( سی و ششم )) شب بیست و سوم
اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود
من از آسمان سخت نوميدم
اي دوست
نوميد نوميد!
مي داني؟
اينجا نباريده ديريست باران
نتابيده خورشيد.

چه گل ها كه بر خاك عريان فرو ريخت!
چه گل ها كه غمناك،
بر خاك!

نه از سرو ديگر نشان ماند،
نز تاك ديگر.
نه از آسمان شكوهنده ي پاك…
ديگر
من از آسمان سخت نوميد
                       نوميد نوميدم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط خواهانه تنهایی |