تبليغاتX
نامه های تنهایی هام به...؟ - نامه های بی جواب (( سی و هفتم )) شب بیست و چهارم
اشک رازیست . لبخند رازیست , عشق رازیست , اشک آن شب لبخند عشقم بود

زيباترين حرف ات را بگو
شکنجه ی پنهان سکوت ات را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگويند
ترانه يی بيهوده می خوانيد.ــ
چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بيهوده گی نيست
چرا که

 عشق
حرفی بيهوده نيست.

حتا بگذار آفتاب نيز برنيايد
به خاطر فردای ما اگر
بر نآش منتی ست؛
چرا که

عشق
خود فردا ست
خود هميشه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط خواهانه تنهایی |